می و میخانه و مست و هشیار
همه باشد بهانه بهر دلها
که بینند عشق را نزد دادار
خدایا دوستانم را از غم نگهدار
***********
دل با نیایش عاشقانه جان به معشوق می بازد
عشق با سازی کوک بر سکوت هستی می نوازد
*************
دلبری پر آوازه و فریبا
اید از راه با ناز و دلربا
بهار است و خوش نقش و نگار
با او بنشین تا طلوع آن ماه زیبا
********** تا باشد بهار و شادی و نور خدا
عشق و زیبایی و رحمت احسان خدا
دست من دست تو دستان ما دست خدا
مستی و شور و شعف عاشقانه با خدا
**************
مستیت را هوشیاری خواهم از خدا
یک به یک شادی برایت خواهم از خدا
می نابِ عشق نوشیدنت خواهم از خدا
با این وصف مردنت را زندگی خواهم از خدا
***********
تابنده باش و بخشنده برای زندگی
سازنده باش و پاینده برای زندگی
************
در بر دوست دل آرام گرفت می نوشید
با نوشیدن می همه فنا شد و کوی یار برگزید
************
ما از ازل با عشق آمیخته بودیم
قالوا الست بربکم را بلی گفته بودیم
رب را در هفت عالَم عالِم گشته بودیم
روح و ذر ،رحم و دنیا ، قبر و برزخ
قیامت را آموخته بودیم !
عشق را با جام می تو نوشیده بودیم
**************
از بامداد تا شام جانها با هم می شود
میخانه و مسجد در پی حق مهیا می شود
در گردونه ی هستی عشق احیا می شود
در دایره ی محبت دوستی دوست معنا می شود
|